تبليغاتX
آینده انقلاب اسلامی
لطفا به

http://www.farzadjahanbin.com

مراجعه فرمایید

+نوشته شده در یکشنبه 1389/09/14ساعت9:6توسط |
دلایل تسخیر لانه جاسوسی آمریکا از زبان تسخیرکنندگان
  • خانم‌ مهندس‌ «فروز رجایی‌فر» که‌ در آن‌ زمان‌ در رشته‌ی‌ مهندسی‌ شیمی‌، گرایش‌پلیمر، در دانشگاه‌ امیرکبیر (پلی‌ تکنیک‌ سابق‌) تحصیل‌ می‌کرد، می‌گوید:
    «شب‌ قبل‌ از ۱۳ آبان‌، از طرف‌ انجمن‌ اسلامی‌ دانشکده‌ با ما تماس‌ گرفتند و از ماخواستند که‌ ساعت‌ ۷ صبح‌ روز ۱۳ آبان‌، در محل‌ دانشکده‌ حضور داشته‌باشیم‌و این‌ مساله‌، در چهار دانشگاه‌ دیگری‌ هم‌ که‌ هماهنگ‌ شده‌ بود (دانشگاه‌های‌پلی‌ تکنیک‌، ملی‌، صنعتی‌ شریف‌ و تهران‌) صورت‌ گرفت‌…صبح‌ ۱۳ آبان‌،جلسات‌ توجیهی‌ در هر کدام‌ از این‌ دانشگاه‌ها، برای‌ بچه‌ها برگزار شد و جریان‌تسخیر انجام‌ شد…در این‌ جلسات‌، ضرورت‌ این‌ کار بیان‌ و به‌ زمینه‌های‌ آن‌اشاره‌ شد، مثل‌ سفر شاه‌ به‌ آمریکا و فرمایش‌ حضرت‌ امام‌ که‌ فرموده‌ بودندطلبه‌ها و دانشجویان‌ و دانش‌آموزان‌، حملات‌ خود را نسبت‌ به‌ آمریکا زیاد کنندو این‌ کشور را وادار به‌ استرداد شاه‌ کنند، یا ملاقاتی‌ که‌ نخست‌ وزیر دولت‌موقت‌ (مهندس‌ بازرگان‌) با برژینسکی‌ در الجزایر انجام‌ داده‌ بود که‌ آنها همه‌زمینه‌ی‌ اعتراض‌ را فراهم‌ کرده‌ بودند. در آن‌ جلسه‌، عنوان‌ شد که‌ ما این‌ کار را به‌عنوان‌ اعتراض‌ به‌ عمل‌ آمریکا، انجام‌ خواهیم‌ داد و اگر ـ احیاناً ـ حضرت‌ امام‌ بااین‌ کار مخالف‌ باشند، چون‌ اسم‌ خودمان‌ را دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌گذاشته‌ایم‌، قطعاً تبعیت‌ می‌کنیم‌ و جریان‌ را خاتمه‌ می‌دهیم‌ و اگر ایشان‌ تاییدفرمودند که‌ ـ طبیعتاً ـ برای‌ ما وضعیت‌ بسیار ایده‌آلی‌ پدید می‌آمد.
    از مطالب‌ دیگری‌ که‌ در آن‌ جلسه‌ مطرح‌ شد، این‌ پیش‌ بینی‌ بود که‌ در اثر این‌تسخیر، دولت‌ موقت‌ استعفا دهد که‌ از نظر ما، خسران‌ به‌ حساب‌ نمی‌آمد. چون‌ما به‌ این‌ تحلیل‌ و نتیجه‌ رسیده‌ بودیم‌ که‌ دولت‌ موقت‌، با مسیر انقلاب‌همخوانی‌ لازم‌ را ندارد و می‌توانم‌ بگویم‌ از این‌ پیش‌بینی‌ که‌ امکان‌ دارد دولت‌موقت‌ استعفا دهد، خوشحال‌ و راضی‌ بودیم‌. البته‌ این‌ را باید اضافه‌ کنم‌ که‌ اصلاًقرار بر این‌ نبود که‌ بحث‌ تسخیر، تا این‌ مدت‌ طول‌ بکشد. برنامه‌ی‌ ما چندساعت‌ و در نهایت‌، یکی‌ دو روز بود. هدف‌مان‌ هم‌ جمع‌آوری‌ نمایندگان‌رسانه‌های‌ بین‌المللی‌ بود، به‌ صورتی‌ که‌ این‌ خبر در دنیا انعکاس‌ پیدا کند و این‌اعتراض‌ دانشجویان‌، به‌ عنوان‌ نمایندگان‌ ملت‌ ایران‌ به‌ گوش‌ جهان‌ برسد. درواقع‌، ابعاد ماجرایی‌ که‌ انجام‌ شد به‌ هیچ‌ وجه‌ برای‌ بچه‌ها پیش‌ بینی‌ شده‌نبود.»

 

ادامه مطلب
+نوشته شده در یکشنبه 1389/08/09ساعت15:38توسط |

متعاقب مطلبی که در خصوص خانواده مرحوم محسن روح الامینی نوشته بودم یکی از دوستان قدیمی که البته خودشون رو معرفی نکرده بودن نظری رو به طور خصوصی برای این پست گذاشته بودند و دلیل طرح خصوصی نظر رو هم این دونسته بودند که

"کامنت رو به صورت خصوصی فرستام تا از ادبیات پسرخاله ای من آسیبی به جایگاه فاخرت نرسه."

ضمن قدردانی از عزیزمون  لازم دیدم نکاتی رو به صورت گذرا در خصوص بخشهایی از نظرات ایشون بنویسم که امیدوارم به شفافیت هر چه بیشتر موضوع کمک کند.موارد پنج گانه ای که نوشتند عینا عبارتند از: 

۱"ایام فتنه سال ۸۸" استفاده از همین عنوان تکلیف خواننده را با خط فکرت آشنا می کند و دیگر لازم نیست تا پستهای دیگرت مطالعه شود.
2. "حق یا ناحق" یعنی در مورد این مساله بدیهی هم تشکیک می کنید؟ کشته شده جوانی که سالم به زندان رفته (با هر جرمی) و دقیقا مشخص شده که زیر شکنجه ها کشته شده هم جای بحث دارد؟
3. "ون از جزئیات خبر ندارم قضاوتی نمی کنم" ازت ناامید شدم بخدا، اینقدر غرق در قدیسان خود ساخته و تحمیلی شده ای که می گوئی از جزئیات بی خبری؟ واقعا تو دانشجوی علوم سیاسی بودی؟ فرزادی که در 20 سالگی زیر و بم همه اصلاح طلبان را می ریخت روی دایره از جزئیات یک هولوکاست واقعی بی خبر است؟
4. "به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش بکشند" وای فرزاد، تو جان ده ها نفر را دستمال می دانی؟ تازه کدام آتش زدن؟ اینکه سوالی شد که احمدی نژاد در انتخابات مجلس ششم کرده بود آتش زدن می نامی؟
5. و اما در مورد آقای روح الامینی، اینکه ایشان از حق خود در مورد فرزنشان گذشتن و با برخورد با چند مامور ارضاء شدند و دلشان قرص شد به خودشان مربوط است اما من به عنوان کسی که همفکر مرحوم محسن می دانم نمی توان از این جنایت بگذرم، اگه روح الامینی یکی از "خودیها" نبود قطعا دستور برخورد با جنایت کهریزک را نمی دادند و تو اینقدر مشتاق دیدار خانواده او نمی شدی.

بند ۲- اینجانب در متن نوشته ام که :

"کسانی که در ایام فتنه سال ۸۸ که فرزندانشان به حق یا ناحق- چون از جزئیات خبر ندارم قضاوتی نمی کنم- در جریان در گیریها آزاری دیدند..."

ومن هیچگاه آنگونه که ایشان بیان کرده اند که: 

"حق یا ناحق" یعنی در مورد این مساله بدیهی هم تشکیک می کنید؟ کشته شده جوانی که سالم به زندان رفته (با هر جرمی) و دقیقا مشخص شده که زیر شکنجه ها کشته شده هم جای بحث دارد؟

چنانچه مشاهده می کنید من در خصوص درگیریها و اسیبهای احتمالی که در جریان در گیریها وارد شده سخن گفته ام و نه کشته شدن جوانی که سالم به زندان رفته.در مورد همین مساله در بخش دیگری از این پست با عنوان "خطای بزرگ" یاد کرده ام.

"اما خانواده روح الامینی .... هیچگاه به خاطر خطایی ولو بزرگ ....تیشه به ریشه همه چیز نزدند."

آنجا هم که گفته ام به حق.چرا که معتقدم کسی که ضربتی می زند و دست به تخریبی می آلاید می باید متناسب جرمش و مطابق قانون با او برخورد شود و انجا که گفته ام به ناحق .چرا که بوده مواردی که فراتر از قانون و خود سرانه عمل شده است.

بند ۳-عقل سلیم حکم می کند که انسان با احتمال سخن بگوید و حرف بزند و همواره میزان نادانسته های ما بیشتر از دانسته های ماست.خوب است که انسان در استفاده از واژه ها هم دقت کند مگر آنکه بخواهد فضا را داغ و هیجانی کند.در هولوکاست چنانچه می گویند شش میلیون یهودی مخالف نظام هیتلری کشته شدند.در جریان این درگیریها حدود ۲۹ نفر کشته شدند که نزدیک به نصف از بچه های بسیجند و الان هم تعدادی از بسیجیان هنوز که هنوز است خبری از آنها در دست نیست.ما به کشته شدن حتی یک نفر به غیر حق رضایت نداریم. اما آنها که می گویند که نظام چه میزان را کشت خوب است بگویند که چه میزان هم از بسیجیها و حزب اللهیها توسط برخی از آشوبگران کشته شدند.حال اینکه اول چه کسانی شروع کردند می شود در یک فضای منطقی به بحث نشست.مضاف آنکه اگر واقعا نظام بنای خشونت داشت این وقایع به ۹ ماه نمی کشید.حداقل من خودم در روز عاشورا شاهد بودم که نیروی انتظامی چه برخورد مدافعانه ای در مقابل تهاجم  این جریان داشت.

بند ۴- من از سوال آقای احمدی نژاد در مجلس ششم خبر ندارم اما معتقدم متاسفانه در هر نظامی و لو در حکومت علوی امکان بروز چنین خطاهایی ولو بزرگ وجود دارد مهم آن است که آیا نظام با مسببین اصلی برخورد می کند یا نه؟.پرونده برخورد با چند مامور!بخشی از برخوردها بوده و همینک پرونده جناب آقای مرتضوی در یکی ز شعبات قضایی در دست بررسی است.اگر انسان از تحلیل همه جانبه و عمیقی برخوردار باشد امروزه می تواند به خوبی جایگاه موثر نظام جمهوری اسلامی را در جهان ببیند و در داخل هم احساس کند که انگیزه برای کار هست و بسیاری از زمینه ها فراهم شده تا کسانی که دغدغه کار در مسیر اهداف انقلاب اسلامی را دارند بتوانند فعالیت نمایند.حال اینکه خطاهایی صورت می گیرد و لو زیاد و مشکلات و موانعی در مسیر هست نباید انسان را از مسیر اقدام برای اصلاح دور کند که ما همه مکلف به تکلیفیم.در عین حال که من گفتم از جزئیات خبری ندارم اما مجددا تاکید می کنم که همه آنهایی که در اعتراض به انتخابات در خیابانها حضور داشتند انسانهای ساکت و آرامی که در حال راه رفتن، آنها را گرفته باشند و کشته باشند نبودند.به هرحال اگر خلاف قانونی صورت گرفته می باید مطالبه شود.

بند ۵- اولا هستند در میان آن ۴ نفری که در کهریزک کشته شدند که انسانهای ناشناسی باشند و ثانیا باز بودند از خودیهایی که به خاطر برخورد جزوی با فرزندشان، زمین و زمان را به هم دوختند و خانواده آقای روح الامینی به خاطر عمق تحلیل و بصیرتشان ستودنی اند و من هم پدر و هم مادر و هم برادر بزرگتر خانواده شان را از نزدیک می شناسم و اعتقادشان در خلوت همان است که در جلوت می گویند.

من نه شیفته کسی هستم و نه جایگاه فاخری دارم ولی به جد معتقدم که با گفتن چهار حرف به صورت جزمی و قطعی و مثل انسانهایی که به همه جزئیات مطلعند و با بحث احساسی نمی توان به حقیقت دست یافت.همه باید در یک فضای منطقی و معقول بنشینیم و گفتگو کنیم تا حقیقت مکشوف گردد.چرا که هرکدام در کنار دانسته هامان معدن نادانسته هاییم.و دلیل آنکه من آن ایام را ایام فتنه گفتم همین است.

+نوشته شده در سه شنبه 1389/05/26ساعت16:43توسط |
تقدیم به خانواده روح الامینی

چند وقتی است که علاقه مندم مطلبی را در خصوص خانواده آقای روح الامینی و خصوصا مادر گرامیشان بنویسم اما ترس از قصور در اداء مطلب مانع می شد.پنجشنبه به رسم ادب و تسلیت به مراسم سالگرد مرحوم محسن روح الامینی رفتم.دیدار پدر نستوه و مقاومش و برادر خوشرو و صبور و خوش فهمش،محمد،علاقه ام را به نوشتن تجدید کرد.بودند کسانی که در ایام فتنه سال ۸۸ که فرزندانشان به حق یا ناحق- چون از جزئیات خبر ندارم قضاوتی نمی کنم- در جریان در گیریها آزاری دیدند و همین امر آنها را بدان سوی کشید که به خاطر دستمالی قیصریه را به آتش بکشند و آنها که اگر تا پیش از این چنین حوادثی می دیدند بیان می کردند که به هرحال از این حوادث در میان انسانها که مدام در معرض لغزشند ابایی نیست و باید تلاش کرد تا با چنین مواردی برخورد شود و اصلاح صورت بگیرد به ناگاه تمام قد شمشیر کشیدند و پنجه در صورت نظام انداختند.و واقعا چه خوش گفت علی بن ابی طالب (ع) در خصوص زبیر آنگاه که بر بالای جنازه اش می گریست که زبیر همواره با ما بود تا وقتى كه پسر  او بزرگ شد. از آن پس زبیر در صف دشمنان و مخالفان سرسخت ما قرار گرفت.

اما خانواده روح الامینی با چنان صبری که برآمده از بصیرتشان است بر داغ پسر ایستادگی کردند که مشتی محکم بر دهان تمام سوء استفاده کنندگان و دشمنان این نظام و انقلاب خورد.آنان در عین حال که با متانت پیگیر احقاق حقوق خودند اما هیچگاه به خاطر خطایی ولو بزرگ بسان خوارج به تعبیر علی (ع) تیشه به ریشه همه چیز نزدند.خداوند به آنان و خصوصا به مادر محترمشان که چون مادر خود ایشان را دوست دارم اجر بیکران عنایت فرماید و همواره آنان را در مسر حق ثابت قدم و سربلند بدارد.

+نوشته شده در شنبه 1389/04/26ساعت19:34توسط |