امروز اولین جلسه درس انقلاب اسلامی بود.بعد از اشنایی مقدماتی سوالی را مطرح کردم و این سوال را در معرض بحث دانشجویان قرار دادم.چرا ما درسی به نام انقلاب اسلامی ایران می خوانیم؟جوابهای مختلفی به این سوال ارائه شد که در نوع خود قابل توجه و تامل بود.من نیز در پاسخ اشاره ای به یک جمله از دکتر فرهنگ رجایی کردم که در کتاب مشکله هویت ایرانیان می نویسد:ملتی که هویت خود را نشناسد و ایستار کنونی خود را نداند نمی تواند که در عرصه جهانی نقشی فعال ایفا نماید.طبیعی است کسی که جهل به خود و تاریخ خود و توانمندیهای خود دارد در رویارویی با دیگران منفعل خواهد بود و همیشه نگاه به دست دیگران خواهد داشت.در لابلای همین بحثها یکی دیگر از دانشجویان سوالی را در ارتباط با دستاوردهای انقلاب پرسید که بحث داغی را نیز در پی داشت.موافق و مخالف نظراتشان را دادند.آنچه مهم است اینکه نسل اول و دوم انقلاب که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند و در طی هشت سال جنگ تحمیلی آن را حفظ و حراست کردند نرم نرم در پایان راه قرار می گیرند و زمام این انقلاب در دستان نسل سوم و چهارم قرار می گیرد.این نسل نه انقلاب اسلامی را دیده و نه مهمتر از آن قبل از انقلاب اسلامی را تجربه کرده است.و لذا بعضا سوالاتی دارد و حتی اعتراضهایی.اگر در جامعه ما فرآیند جامعه پذیری به خوبی انجام می شد قاعدتا ارزشهای نسلهای پیشین به این نسلها می باید منتقل می شد و ما شاهد نوعی گسست نسلی نبودیم اما به هرحال اینک باید فضای جدی و مناسبی فراهم کرد تا این پرسشها به خوبی پاسخ یابند و آینده سازان این کشور با اعتقاد تمام در مسیر قرار گیرند.از اینرو بود که در جواب برخی از دانشجویان عزیزم که بیان می کردند خوب نیست که ما شک کنیم عرض کردم که یقین بعد از شک به مراتب ارزشمند تر از یقین اولیه است.البته باید توجه داشت که شک گذرگاه خوبی است و نه توقفگاه خوبی.امروز به دوستان دانشجویم گفتم که اگر تلاش کنیم مستند حرف بزنیم و در گفتگوها به کسی توهین نکنیم و هدفمان فهم باشد و نه جدل آنگاه آزادید که در کلاس انقلاب اسلامی هرگونه اظهار نظری بکنید و هر سوالی که در ذهنتان هست بپرسید.و حتی نمره ای نیز برای آنانکه می پرسند مقرر کردم!