نامی برای تمام سالها و فصلها و ماهها و روزها تا ابد!

انقلاب اسلامي ايران كه در نيمه دوم قرن بيستم به وقوع پيوست به دنبال در انداختن طرحي نو و پي ريزي تمدني جديد مبتني بر فرهنگ ايراني اسلامي بود و هرچند انگيزه هاي اقتصادي و سياسي و ... موثر بودند اما مي توان به جرات داعيه اصلي در شكل گيري اين انقلاب  را پاسداشت هويت بومي در مقابل هجمه بي امان فرهنگ مدرن دانست كه حكومت پهلوي متكفل انجام آن شده بود.انقلابي كه نويد آغاز دوره جديد در زندگي بشر را مي داد كه در آن رفاه و امنيت نه براي تامين غرائز بشري و سقوط انسان بلكه در خدمت معنويت و تعالي روح بشر قرار مي گرفت و پاياني بود بر تلقي هاي دارويني از بشر كه آدمي را موجودي تغيير شكل يافته از ميمون! مي دانست و از همين رو براي وي هيچ مقصد متعالي در نظر نمي گرفت.از همين روي بود كه به سرعت دشمنان اين انقلاب كه موجوديت فرهنگي و تمدني خود را در خطر مي ديدند علي رغم تمام اختلافات دروني گرد هم جمع امدند و تمام راهها را براي سرنگوني آن طراحي و اجرا كردند. و هيچگاه نيز بيكار ننشسته اند هرچند كه اشكال كارشان بنا به اقتضائات زمانه دگرگوني يافته است.بعد از پايان جنگ تحميلي و خروج كشور از حال و هواي مبارزه رو در رو برخي بيان كردند كه ديگر انقلاب اسلامي تمام شده و ما نظام جمهوري اسلامي داريم.و اين يعني ما نيز نظامي هستيم مانند نظامهاي ديگر.آرام آرام مسئولين گرفتار اشرافيت شدند و روح مبارزه نيز در بين جمعي از آنان فروكش كرد.اين دسته اساسا اعتقادي نداشتند كه شكل گيري  انقلاب اسلامي و نظام بر آمده از آن تازه آغاز راه است.آغاز يك انقلاب جهاني به رهبري حضرت حجت(عج).و بناست مردماني از مشرق زمينه حكومت جهاني مهدي موعود را تمهيد كنند و با ارائه الگويي همه جانبه از رفاه و امنيت توام با معنويت و سازندگي اخلاقي دلها و جانها را شيفته حضور حضرتش سازند. تنش زدايي حتي با اسرائيل نيز در همين راستا قابل ارزيابي است.در كنار اينها گروه ديگري نيز بودند كه گمان مي كردند دشمنيها تمام شده و بعد از سربلندي جنگ تحميلي كسي كاري به كار ما ندارد.غافل از آنكه من نام لم ينم عنه(هركس بخوابد دشمن از او به خواب نرفته است).اينجا بود كه مقام معظم رهبري نهيب زد و سخن از تهاجم فرهنگي گفت.سخني كه حتي برخي از انديشمندان حوزه ارتباطات فرهنگي آن را نپذيرفتند و سخن از كهكشانهاي ارتباطي گفتند اما بعدها بر درستي و اتقان آن صحه گذاشتند. زمانه با همه فراز و فرودش گذشت و اينك مجددا مقام معظم رهبري جنگ نرم را مطرح كرده اند و در حالي كه به نظر مي رسيد كه كشور در آرامش به سر مي برد و ديگر خبري نيست!فتنه بعد از انتخابات رقم خورد.و اين تقدير ابدي جبهه حق است كه مادامي كه در اين جبهه است همواره دشمن خواهد داشت و هيچگاه نخواهد بود كه دشمني با او نباشد.آري هيچگاه نبايد چون كفتار به خواب رفت تا ناگه دشمن بر سرش فرود آيد.اما يك نكته مهم و آن اينكه بيشتر از آنكه تهديدها ي خارجي مهم باشند تهديدهاي داخلي مهمند.و از ميان تهديدهاي داخلي تهديدهايي مهمند كه آدمي را به رخوت و سستي و تن پروري و رفاه زدگي و بي تفاوتي مي كشانند.همان ترسي كه در آخرين آيات نازله بر پيامبر اسلام مطرح مي شود.امسال را مقام معظم رهبري سال "همت مضاعف و كار مضاعف" ناميده اند.و ما با اين سخن به گونه اي برخورد مي كنيم كه گويي ايشان اولين بار است چنين حرفي را زده اند!و حال آنكه اين شعار شعاري براي تمام فصول است.هركدام از ما در هرجايي كه هستيم مي بايد آنجا را مركز عالم بدانيم و به گونه اي عمل كنيم كه گويي تمام جهان را اداره مي نماييم.وجدان كاري !.

عقب ماندگيها بسيار است و فرصت كم.درعين هوشياري هيچ نيز نبايد ما را مشغول كند و از كار و فعاليت باز دارد.همان توصيه اي كه مقام معظم رهبري در اوج فتنه بعد از انتخابات در جمع دانشگاهيان فرمودند.

رستاخيز جان

"انقلاب اسلامی رستاخیز تاریخی انسان است بعد از قرن‌ها هبوط. انقلاب اسلامی یك توبه تاریخی است." انقلاب اسلامی انفجار نور بود در سیطره ظلمت و بیگانگی بشر از خود. و از آنجا که بر اساس قاعده الهی برای هر نبیی دشمنی قرار داده شده است، اين انقلاب نيز كه در عصر حاضر احياء گر دين و نيز اسلام اصيل بود دشمنان سرسختي را تجربه كرده و تجربه خواهد نمود.راهي كه پيش روي است در مقابل راهي كه رفته شده بسيار عظيمتر و خطيرتر است كه به تعبير امام راحل در وصيت نامه شان رنجها در عالم متناسب با مقصدهاست و مقصد انقلاب ما اعلاي كلمه توحيد است و از همين روست كه انقلاب اسلامي مادام كه از ارزشها و باورهايش عدول نكرده رنجها و فتنه هاي بيشماري را به خود خواهد ديد.و البته تنها صابران با بصیرتند که می توانند علم مقصود را به اوج قله های افتخار برسانند.بر آنم تا در اين مجال با استناد به بيانات امام خميني (ره) گوشه ای از مهمترین تهدیدها را که در کمین شجره طیبه انقلاب اسلامی است بر بشمرم تا با توجه به آنها و پرهیز از آنها، نظاممان را از آسيب باز داريم.

از سراشيبي ترديد اگر برگرديم
عرش زير قدم ماست بيا تا برويم

زره از موج بپوشيم ردا از طوفان
راه ما از دل درياست بيا تا برويم

چيزي از راه نماندست چرا برگرديم
آخر راه همين جاست بيا تا برويم

 

ادامه نوشته

مبانی اسراف و تبذیر

                                                                       

این روزها به سالگرد شهادت شهید آوینی نزدیک می شویم.شهیدی که با انقلاب اسلامی دوباره متولد شد و در راه تبیین مبانی آن که به اعتقادش آغازی بر پایان تمدن غرب بود بسیار کوشید و به گفته برخی از نزدیکانش بعضی روزها تا هجده ساعت به طور پیوسته کار کرد.در ميان نوشته‌هاي فراوان و پر ارزش او، اثر ارزشمندي به يادگار مانده است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".بخش هایی از این کتاب را به مناسبت سال اصلاح الگوی مصرف تقدیم علاقه مندان می نمایم:

"آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.

نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.

مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.

چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.

در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است."

ایران و تسخیر فضا

هر چند مدتی است که از پرتاب ماهواره امید به فضا می گذرد و تقریبا از تب و تاب این امر کم شده است اما به جهت در خواست برخی از دانشجویان عزیز که در روز دوشنبه در کلاس درس مطرح شد اسامی کشورهایی که توانستند فضا را تسخیر نمایند در وبلاگ قرار می دهم.ارزش کار آنزمان بیشتر می شود که ما علی رغم تحریمها و به اتکاء خودمان به این امر مهم نائل شده ایم.همان اعتماد به نفسی که رهاورد انقلاب اسلامی بود.

پرتاب اولين ماهواره ايراني

نظارت همگاني در جمهوری اسلامی؛ ضرورت و بسترها

اصل هشتم قانون اساسی در ارتباط با دو مساله "امر به معروف و نهی از منکر" است.خواندن مقاله پیوستی را به دانشجویان درس آشنایی با قانون اساسی ج.ا.ا توصیه می نمایم.

مقدمه:

چگونگي کنترل قدرت سياسي و جلوگيري از فساد حاکمان از مهم ترين دغدغه هاي دنياي امروز ماست و به همين جهت هيچ يک از نظريه هاي نظامهاي سياسي نمي تواند خود را فارغ از پاسخگويي به آن بداند.در همين راستاست که "اصل تفکيک" قدرت در حکومتهاي مردم سالار مطرح مي شود تا از طريق تقسيم و توزيع قدرت بين نهادهاي مختلف که در عرض يکديگرند خطر تمرکز به حداقل کاهش يافته و قدرت کنترل شود.(آشوري،1376 ،100)

اما به جهت خطير بودن مساله و ترس دائم از سوء استفاده از قدرت و تعرض به حريم قانون،همواره به نوع اساسي تري از نظارت و کنترل توجه شده و آن نظارتي است که توسط مردم اعمال مي گردد.اين نوشتار در پي پاسخ به اين پرسش است که نظارت همگاني در نظام مردم سالاري ديني از چه جايگاهي برخوردار است؟آيا با وجود ولي فقيه در راس حکومت نيازي به اين نظارت همگاني وجود دارد؟اگر جواب مثبت است زمينه هاي تحقق اين مساله چگونه مي باشد؟در پاسخ به اين سوالات،ابتدا تحليلي از دوران حکومت اميرالمومنين(ع) خواهيم داشت و ضرورت نظارت همگاني را با فرض وجود معصوم در راس قدرت بررسي خواهيم کرد و طبيعتا هر نوع پاسخي به اين سوال با فرض مذکور قابل تعميم مي باشد.در مرحله بعدي بر اساس اصول قانون اساسي زمينه هاي تحقق عملي و واقعي اين نوع نظارت تبيين خواهد شد.

 

ادامه نوشته

اسم که اهمیتی ندارد!

ما وقتی از حکومت اسلامی سخن می گوییم باید به این پرسش پاسخ دهیم که چه ضرورتهایی وجود دارد که ما را بر آن می دارد تا علی رغم وجود نظامهای حکومتی دیگر از حکومت اسلامی سخن بگوییم؟ به عبارتی علاوه بر کارویژه های عمومی حکومتها آیا کارویژه های خاصی وجود دارد که حکومت اسلامی متکفل آنهاست و غیر از او نمی تواند این کارویژه ها را محقق سازد؟ در مقدمه قانون اساسی ج.ا.ایران پس از اشاره به ماهیت و چگونگی نهضت و مطالبی از این دست به ذکر اصولی می پردازد که در واقع بیانگر نوع نگاه حکومت اسلامی به این مقولات می باشد. به عنوان نمونه در بندی اشاره می گردد که اقتصاد وسیله است و نه هدف. همین اصل بیانگر اختلافی جدی میان حکومت اسلامی با حکومتهای به اصطلاح لیبرال می باشد. در حکومت اسلامی تامین رفاه مقدمه ای بر رشد و تعالی انسانهاست.به عبارتی غایت حکومت و افراد جامعه نه تامین رفاه به خاطر رفاه بلکه تامین رفاه برای رشد است.در صورتی که در حکومتهای لیبرال محوریت تام با مساله اقتصادی و سود محوری است.یا در نمونه ای دیگر می توان به تحقق روابط عادلانه در جامعه اشاره کرد.در تمام برنامه ریزیها باید تحقق عدالت اجتماعی مدنظر قرار گیرد و نمی توان توسعه و رشد اقتصادی را بر عدالت برتری داد.هرچند قانون اساسی ما رقابت و اقتصاد رقابتی را می پذیرد اما قوه مجریه موظف است که در راستای تحقق روابط عادلانه سیاستگذاری و نظارت نماید که البته این نظارت توام با مداخله نیز می باشد.اما در حکومت لیبرال هیچ تعهدی نسبت به تحقق عدالت ندارد.نکته دیگر آنکه در نگاه دینی حکومت امانت است و نه طعمه.لذا مسئول به معنای واقعی کلمه باید خادم مردم باشد.و طبیعتا کسی که زندگی وی در حد متوسط مردم نیست نخواهد توانست که درد مخدوم خود را درک نماید.نمونه دیگر که دربندهای مختلف قانون اساسی ما اشاره شده مساله استکبار ستیزی و دفاع از ارمانها می باشد.در حکومت لیبرال محوریت با منافع مادی است و از اینرو دوست و دشمن دائمی وجود ندارد اما در حکومت اسلامی محوریت با مسائل ارزشی و مکتبی است و در عین واقع گرایی باید در دفاع از ارزشها مستحکم ایستاد و وا نداد.نمونه هایی از این دست بسیارند.جمهوری اسلامی و مسئولین آن می باید به این ارزشها ملتزم باشند و الا از مسمی خالی خواهند بود.اسم که اهمیتی ندارد.

آشنایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران - جزوه درسی

 آشنایی با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

۲ واحد نظری، کارشناسی

مدرس: فرزاد جهان بین

جزوه درسی آماده شده جهت این درس در اختیار انتشارات دانشگاه جهت تکثیر قرار گرفته است.جهت تهیه آن به عنوان منبع درسی اقدام فرمایید.

آیا میتوان ایران را با اروپا مقایسه کرد؟

آیا میتوان ایران را با اروپا مقایسه کرد؟ این سوالی بود که در انتهای اولین جلسه درس انقلاب اسلامی ایران مطرح کردم و بنا شد که موضوع محوری جلسه دوممان برای بحث باشد.این سوال آنقدر کلی است که پاسخ به آن امری غیر فنی است و با اصل تحدید سازی سوال که در روش تحقیق مطرح است منافات دارد.در راستای این اصل می باید با قیدهایی سوال را تحدید کنیم.اینکه مقایسه در چه زمینه ای مد نظر است؟ دوم آنکه بازه زمانی که برای مقایسه مدنظر است کدام می باشد؟سوم آنکه ایران را با کدام کشور اروپایی می خواهیم مقایسه کنیم؟ این قیدها و قیدهایی از این دست سوال و جواب را فنی تر خواهد کرد. اما از این نکته روشی که بگذریم انگیزه من از طرح این سوال به دغدغه هایی بر می گردد که در ذهن عموم مردم و بالاخص دانشجویان در خصوص عقب ماندگی ایران که طبیعتا در مقایسه با دیگران و از آن جمله اروپاییان مطرح می شود وجود دارد.این سوال مدخلی بر مساله مهم عقب ماندگی ایران و تبیین علل دور و نزدیک و داخلی و خارجی آن می باشد.مساله ای که تاریخ معاصر ایران که به اعتقاد بسیاری از صاحب نظران از دوره مشروطیت آغاز می شود به شدت متاثر از آن می باشد.برای یافتن پاسخ به این سوالات لازم است که قدری به عقب تر برگردیم.شاید مقطع مناسب زمانی باشد که ایرانیان با فهم عقب ماندگی تاریخی خود به فکر راه علاج افتادند.لذا نگاهی اجمالی به اروپا و ایران قرن نوزدهم میلادی خواهیم داشت.

پیام حضور

 

دیروز به اتفاق خانواده در راهپیمایی بیست و دو بهمن حضور یافتیم.من با همه وجود کثرت حضور مردمی را لمس کردم.آنقدر جمعیت آمده بود که حرکت را با مشکل مواجه می کرد.راستی این کدام عامل است که بعد از سی سال اینگونه مردم را در صحنه نگه داشته است؟این سوال بسیار مهم است و باید با تامل و عمیق بدان پاسخ داد.اما به نظرم می آید که روحیه خود باوری و امید که انقلاب در مردم ایران دمید آنها را به این نتیجه رسانده که هیچ قله ای نیست که نتواند توسط ملت مسلمان ایران فتح نشود.تا چندی پیش در همین کشور تعمیر یک قطعه هواپیما برای ما منطقه ممنوعه بود اما اینک ما علی رغم تحریمها و قطعنامه ها به تعبیر رئیس موسسه پژوهشهای ملی فرانسه هر شش ماه یکبار جهان را شگفت زده می کنیم و به پیچیده ترین فناوریها دست می یابیم و حتی آنها را ارتقاء می دهیم.به عبارتی همه این دستاوردها ی خرد و کلان حاصل همین روح عزت طلب و استقلال خواه و توانمند است که امام (ره) معمار کبیر انقلاب مجدد و محیی آن بودند.این حضور یک پیام بسیار روشن دارد وآن حمایت بی دریغ مردم از انقلاب و جمهوری اسلامی و مسئولین است مادامی که بر این دستاورد انقلاب پای بفشرند و از مسیر عزت و استقلال حقیقی خارج نشوند.

دانشجو و پرسش

امروز اولین جلسه درس انقلاب اسلامی بود.بعد از اشنایی مقدماتی سوالی را مطرح کردم و این سوال را در معرض بحث دانشجویان قرار دادم.چرا ما درسی به نام انقلاب اسلامی ایران می خوانیم؟جوابهای مختلفی به این سوال ارائه شد که در نوع خود قابل توجه و تامل بود.من نیز در پاسخ اشاره ای به یک جمله از دکتر فرهنگ رجایی کردم که در کتاب مشکله هویت ایرانیان می نویسد:ملتی که هویت خود را نشناسد و ایستار کنونی خود را نداند نمی تواند که در عرصه جهانی نقشی فعال ایفا نماید.طبیعی است کسی که جهل به خود و تاریخ خود و توانمندیهای خود دارد در رویارویی با دیگران منفعل خواهد بود و همیشه نگاه به دست دیگران خواهد داشت.در لابلای همین بحثها یکی دیگر از دانشجویان سوالی را در ارتباط با دستاوردهای انقلاب پرسید که بحث داغی را نیز در پی داشت.موافق و مخالف نظراتشان را دادند.آنچه مهم است اینکه نسل اول و دوم انقلاب که انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند و در طی هشت سال جنگ تحمیلی آن را حفظ و حراست کردند نرم نرم در پایان راه قرار می گیرند و زمام این انقلاب در دستان نسل سوم و چهارم قرار می گیرد.این نسل نه انقلاب اسلامی را دیده و نه مهمتر از آن قبل از انقلاب اسلامی را تجربه کرده است.و لذا بعضا سوالاتی دارد و حتی اعتراضهایی.اگر در جامعه ما فرآیند جامعه پذیری به خوبی انجام می شد قاعدتا ارزشهای نسلهای پیشین به این نسلها می باید منتقل می شد و ما شاهد نوعی گسست نسلی نبودیم اما به هرحال اینک باید فضای جدی و مناسبی فراهم کرد تا این پرسشها به خوبی پاسخ یابند و آینده سازان این کشور با اعتقاد تمام در مسیر قرار گیرند.از اینرو بود که در جواب برخی از دانشجویان عزیزم که بیان می کردند خوب نیست که ما شک کنیم عرض کردم که یقین بعد از شک به مراتب ارزشمند تر از یقین اولیه است.البته باید توجه داشت که شک گذرگاه خوبی است و نه توقفگاه خوبی.امروز به دوستان دانشجویم گفتم که اگر تلاش کنیم مستند حرف بزنیم و در گفتگوها به کسی توهین نکنیم و هدفمان فهم باشد و نه جدل آنگاه آزادید که در کلاس انقلاب اسلامی هرگونه اظهار نظری بکنید و هر سوالی که در ذهنتان هست بپرسید.و حتی نمره ای نیز برای آنانکه می پرسند مقرر کردم!

آسيب شناسي انقلاب اسلامي

به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب نوشته ای از اینجانب با عنوان "آسیب شناسی انقلاب اسلامی ایران از منظر بنیانگزار آن" در خبرگزاری جهان نیوز منتشر شده است.سایت خبری تحلیلی بازنویس نیز این نوشته را در بخش یادداشتها آورده است.امروز هرچند که کلمه آسیب شناسی بخاطر استعمال زیاد و عمدتا تشریفاتی اندکی لوث شده اما لازمه حفظ جمهوری اسلامی که خود دستاورد کلان انقلاب اسلامی است شناخت آسیب های احتمالی و پیشگیری از آن است که اساسا اگر آسیب وارد بشود دیگر قابل جبران نمی باشد.عرض شد که جمهوری اسلامی مولود انقلاب اسلامی است و این نظام ریشه در آن انقلاب دارد.لذا در آسیب شناسی می بایستی این ساقه را با آن ریشه مقایسه کرد و انحرافها را در نسبت با آن اهداف اولیه سنجید.به هر روی مطالعه این مقاله را خصوصا به دانشجویان عزیزم توصیه می کنم.که بی شک وظیفه همین قشر است که با آگاهی و بصیرت و نیز استقامت پاسدار ارزشهایی باشند که انقلاب اسلامی مولد آن بوده است.

راهبردی برای دهه چهارم انقلاب

در آستانه سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم.این انقلاب جدای از کیفیت و چگونگی آن در دو سطح اثر گذاری عمیقی داشت.در سطح داخلی رژیم پهلوی را سرنگون کرد و دستاوردهای کلان و خردی همچون تاسیس نظام جدید به جای گذاشت.درسطح بین المللی نیز تاثیرات مهمی بر دولتها و خصوصا ملتها داشت.که از همه مهمتر می توان به ارائه یک گفتمان جدید در مقابل گفتمانهای شرق و غرب اشاره نمود که همین امر مبدا چالشهای پایایی برای این انقلاب و نظام گردیده است.نکته مهمی که مایلم بدان اشاره داشته باشم آن است که اساسا انقلاب اسلامی در ایران نه طی یک مرحله بلکه طی سه مرحله صورت گرفت.انقلاب اول که در بیست و دوم بهمن و با غلبه بر بقایای رژیم پهلوی به ثمر رسید.انقلاب دوم که تسخیر لانه جاسوسی بود و طی آن صبغه استکبار ستیزانه انقلاب اسلامی در کنار استبداد ستیزی آن که قبلا ظهور یافته بود به تمامه آشکار شد.انقلاب سوم که به مراتب مهمتر بود انقلاب فرهنگی بود.این امر از آن رو چنین بیان شد که اساسا کلید تمام موفقیتهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در همین بعد فرهنگی است.مقام معظم رهبری در این خصوصی بیانی دارند که راهگشاست:

اگر انقلاب ما با همین سرعت یا حتی سریع تر از این پیش برود ولی پابه پای پیروزی ها و موفقیت های سیاسی – نظامی،موفقیت در بعد سازندگی دل و سازندگی روح و سازندگی شخصی انسانها نداشته باشیم، یقینا سرانجامی نخواهد داشت و عاقبت به انحراف کشیده خواهد شد
نظر به همین اهمیت مهمترین وظیفه حکومت اسلامی رشد فرهنگی است.و اگر توجه به عدالت اجتماعی و توسعه رفاه نیز مطرح می گردد بخاطر رفع دغدغه ها و آماده سازی فضا برای سازندگی دلها و روحهاست.دو نحوه‌ی نگرش به فقر و فرهنگ آنقدر مهم است که اگر در یک برنامه‌ریزی وسیع و درازمدت، مبارزه با فقر مادی به عنوان محور و اصل اتخاذ شود، آنگاه آموزش و فرهنگ نیز به عنوان امور تبعی در خدمت آن قرار خواهند گرفت؛ اما اگر اعتلای فرهنگی (یعنی تزکیه و تعلیم) محور و اصل قرار بگیرد، آنگاه مبارزه با فقربه عنوان امری تبعی و مانعی بر سر راه تکامل و تعالی معنوی لحاظ خواهد شد.تفاوت انقلاب ما نیز با گفتمان مسلط توسعه بر جهان همین است.که ما رفاه و اقتصاد را برای رشد معنوی و شخصیتی می خواهیم.از این مطالب نکته ای را استخراج می کنم که به نظرم به عنوان یک راهبرد کلان می باید در دهه چهارم انقلاب اسلامی بدان توجه شود و آن تقدم فرهنگ بر سایر حوزه هاست و دخیل کردن این امر در برنامه ریزیها

ويژگيهايي لازم در تشكل

آنچه تقدیم می گردد گزیده ای از سخنرانی شهید مظلوم دکتر بهشتی است که در چهارمین نشست  اعضاي حزب جمهوري‌اسلامي ایراد کرده اند.

ويژگيهايي لازم در تشكل

ما همچنان بر داشتن يك تشكل پافشاري داريم. اما شرط آن تشكل اين است:

1) بايد پاسدار ارزش‌ها باشد نه پاسدار خود. نگهبان ارزش‌ها باشد نه نگهبان خود. هر وقت اين تشكل به‌جاي آن‌كه نگهبان ارزش‌ها باشد و خدا‌پرست و حق‌پرست و كمال‌دوست و كمال‌خواه باشد، خودخواه شد، آن وقت يك طاغوت مي‌شود. و چه بهتر كه چنين طاغوتي بر سر راه امت نباشد. بر همه‌ي ماست كه دائماً مراقبت كنيم كه تشكل ما، خودخواه نشود؛ هميشه خداخواه بماند و اين با خودسازي مداوم يك يك ما، مجموعه‌ي ما و وجود سيّال تشكيلاتي ماست.

2) تشكل سازنده باشد. بايد آسان كننده‌ي خودسازي و كمكي به سير الي الله براي شركت‌كنندگان در اين تشكل باشد. هر وقت يكي از ما يا جمع ما به تشكل‌مان مشغول و سرگرم شديم، چنين تشكلي «لهو» مي‌شود و بايد از او پرهيز كنيم زيرا ما را از خدا دور مي‌كند. اگر همه‌اش به‌فكر تشكيلات‌مان باشيم. اگر تشكيلات براي ما آن‌قدر محبوب شد كه جانشين خدا وحق شد، حالت لهو پيدا مي‌كند و آدم را از ياد خدا غافل مي‌كند. چه‌وقت ما مي‌فهميم كه تشكيلات براي ما لهو و سرگرمي نشده و لعب و بازي روزانه نشده؟ وقتي‌كه ببينيم در اين تشكيلات داريم ساخته مي‌شويم. آن وقت كه كار تشكيلاتي ما حالت عبادت دارد. اين‌كه ما اين همه تأكيد داريم كه كار در دفاتر حزب، بايد آهنگ عبادت داشته‌باشد، اين در حزب جمهوري اسلامي در متن هدفگيري ماست. كافي است كه ما از خودسازي‌مان باز بمانيم. كافي است كه ما از خداخواهي‌مان باز بمانيم. همين خودش خسارت بزرگي ‌است. بايد دفاتر حزب مراقبت‌كنند كه آن‌جا معبد باشد و محل عبادت بماند. جاي خودسازي ما باشد. اما اين‌ها با گفتن نمي‌شود. اين، با اخلاق در نيت و باز با مراقبت بر عمل مي‌شود. طرز برخوردهايمان، طرز كارمان، شور و عشق كارمان، اين‌ها مي‌تواند نشان بدهد كه كدام طرفي هستيم. بنابراين شرط اول اين است كه ما تشكيلات‌پرست نشويم (طاغوت) و خود‌خواهي تشكيلاتي پيدا نكنيم، شرط دوم اين‌كه ما ممكن است تشكيلات پرست نباشيم اما سرگرم تشكيلات باشيم (لهو) يا سرگرم هم نشويم ولي از خودسازي باز بمانيم.

3) شرط سوم اين‌كه اين تشكيلات به درد مردم بخورد نه اينكه يك باري باشد بردوش اين جامعه (لغو). تشكيلات مقداري هزينه مي‌برد، مقداري نيروي انساني مي‌برد، روي اين تشكيلات سرمايه‌گذاري مي شود. اگر اين تشكيلات به درد اين مردم نخورد لغو مي‌شود. و ما هم اگر اهل ايمانيم بايد از لغو گريزان باشيم. «عن اللغو معرضون». اين تشكيلات نبايد «بُت» و يا «لغو» و «لهو» باشد. بايد به درد مردم بخورد، بايد كمك كند به جمهوري اسلامي. بايد روز به روز، هر چه بهتر والهي‌تر و نوراني‌تر و سازنده‌تر و سرافرازتر و پويا‌تر و سخت‌كوش‌تر و پيشتازتر ادامه بدهيم. بنابراين در داخل اين تشكيلات بايد برنامه‌ريزي‌هاي گوناگون بوجود بيايد، نه فقط در خود تشكيلات، كه براي كل جامعه، بلكه براي كل انقلاب اسلامي. باز هم تكرار مي‌كنم كه اين صرفاً با گفتن نمي‌شود. مكرر ديده‌ام كه خصلتهاي بيروني بعضي از ما در جهت مخالفت اين ويژگي‌ها به‌كار مي‌افتد و آهنگ تخريبي پيدا مي‌كند.

 

ادامه نوشته

ده فرمان!

آنچه خدمتتان تقدیم می گردد بخشی از سخنرانی شهید مظلوم بهشتی است که در دیدار با انجمنهاي اسلامي سازمان بهزيستي كشور ایراد کرده اند.

برادرها و خواهرهائي كه بار سنگين مسئوليت‌ها را بردوش داريد و چشمها در انتظار نتايج تلاشهاي به‌هم‌پيوسته‌ي شماست، خوش آمديد! شماها در اقليت هستيد و ديگر نمي‌خواهيم تعارف بكنيم كه اقليت هستيم. شما اقليت مؤمن مي‌خواهيد چه كار كنيد؟ مي‌خواهيد بر ستون قدرت دولت تكيه كنيد و بگوييد بله، امروز ديگر دولت، دولت ماست؟ مي‌خواهيد بر ستون قدرت دولت پيروز انقلاب تكيه كنيد و كارهايتان را پيش‌ببريد؟ نظر ماها اين است كه شما يك اقليتي باشيد كه تكيه‌كنيد بر:

1- ايمان هر‌چه قوي‌تر به آرمان‌تان و به كارتان؛ نگذاريد اين ايمان در شماها خداي ناكرده پژمرده و ضعيف شود. اين ايمان بايد روز به روز تقويت‌گردد.

2- برنامه‌هاي عملي‌اي كه در‌آن، تفوق و برتري كاركرد ساختار اسلامي و نيروهاي مؤمن به چشم بخورد؛ بايد به‌گونه‌اي باشد كه خواهر مسلمان و برادر مسلمان ما كه از يك هم‌سن‌ و همكلاسي و هم‌رتبه‌ي غير‌مسلمانش در مقام عمل ديني صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعي نيز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شو‌د، ماندني خواهيد بود. اين بيان قرآن است. «فاما الزبد فيذهب جفاءً و امّا ما ينفع الناس فيمكث في الارض» [كف مي‌رود و آن‌چه براي انسان‌ها سودمند است مي‌ماند. رعد/ آيه 17] سودمندي بيشتر ما باعث پيروزي ماست. به همين جهت در خودسازي فردي و جمعي انجمن‌هايتان بايد طوري برنامه‌ريزي كنيد كه در صحنه خدمت به مردم بدرخشيد؛ نه براي تعريف مردم بلكه براي خدا.

ادامه نوشته

نمونه سوال درس انقلاب اسلامي:

آنچه در امتحان انتظار ميرود:

۱- جوابها دقيق و تحليلي باشند.

۲- تحليلها برپايه اطلاعات صحيح صورت بگيرند.

۳- در تحليلها اصل جامع نگري مورد توجه قرار گيرد.

سوال۱- اصول انديشه دكتر شريعتي را بيان كرده و مورد نقد و ارزيابي قرار دهيد؟

سوال۲- دوران پهلوي و انقلاب اسلامي را بر اساس دو خط تاريخي ترقي و تعالي تحليل نماييد.

سوال۳- بيست و هشت مرداد سي و دو را با قيام سي تير به صورت تطبيقي مقايسه نماييد.

بخشي از كمكهاي كشورهاي عربي به عراق در حين جنگ

آنچه می آید گوشه ای از کمکهایی است که کشورهای عربی در جریان جنگ تحمیلی به عراق ارائه کردند.

1 - در اوايل سال 1360 مطبوعات كويت گزارش دادند كه كويت و عربستان قرار است يك وام 6ميليارد دلاري در اختيار عراق قرار دهند. سهم كويت از اين مبلغ، 2 و سهم عربستان 4ميليارد دلار تعيين شده بود.
2 - 7ماه پس از اعطاي وام نخست كويت به عراق، در تاريخ 19/8/1360 گزارشي مبني‌بر واگذاري يك اعتبار 7/4 ميليون دلاري از سوي كويت به دولت عراق منتشر شد.
3 - در تاريخ 9/1/1365 نيز واحد مركزي خبر در تهران گزارش داد كه دولت كويت در ادامه حمايت مالي‌اش از عراق، وامي به مبلغ 8ميليون و 900 هزار دينار كويتي به عراق خواهد پرداخت.
4 - كويت و عربستان توافق كردند كه از سال 1980 عايدات صدور نفت از منطقه‌ بي‌طرف (روزانه 300 الي 350 هزار بشكه) به حساب عراق ريخته شود. اين توافقنامه تا سال 1986 اعتبار داشت و عراق درصدد تمديد آن براي يكسال ديگر بود.
كمك‌هاي اردن به عراق
در طول جنگ تحميلي،  اردن - كه از پس از پيروزي انقلاب اسلامي، روابطه حسنه‌اي با ايران نداشت - روابط بسيار نزديكي با عراق برقرار كرده بود. پس از كنفرانس سران كشورهاي عربي در بغداد و تونس، روابط بين عراق و اردن روز به روز نزديكتر و عميق‌تر شد؛ تا آنجا كه ملك حسين صراحتا به نفع عراق و عليه ايران موضع‌گيري كرده و با كمك‌هاي سياسي، اقتصادي و نظامي فراوانش از جمله اعطاي وام‌هاي چند ميليون دلاري به عراق، حمايت و پشتيباني‌اش را از اين كشور اعلام كرد. در طول جنگ 8ساله بين ايران و عراق، تنها سيستم حمل‌ونقل به عراق از طريق اردن صورت مي‌گرفت.
در اين چارچوب شبكه‌ حمل‌ونقل وسيعي بين 2كشور ايجاد شد و بندر عقبه اين كشور براي حمل‌ونقل سلاح و تجهيزات نظامي سبك و سنگين در اختيار عراق قرار گرفت. به علاوه ملك حسين كه نظاميان اردن را براي سركوبي مردم مسلمان ايران به عراق گسيل داشته بود، در نطقي اظهار داشته بود: اگر ضرورت ايجاب كند نيروهاي بيشتري را به عراق اعزام خواهيم كرد.
در مجموع بسياري از آمارها و گزارش‌ها درخصوص حمايت جهان عرب و برخي از كشورها از جمله كويت، عربستان و اردن از عراق در جريان جنگ تحميلي عليه ايران، به روشني نشانگر آن است كه عراق از جنبه‌هاي چشمگير نظامي و اقتصادي از حمايت بي‌دريغ بسياري از اين كشورها، بهره‌مند بوده است.
يادآور مي‌شود كه در كنار حمايت‌هاي مالي و نظامي كه اين كشورها از عراق داشتند؛ حمايت‌هاي بسيار سياسي و تبليغاتي دولت‌هاي عرب از عراق صورت مي‌گرفت كه خود نيازمند يك بررسي مستقل و مجزا ست.
همچنين تعدادي از كشورهاي منطقه‌اي نيز حضور مستقيم در جنگ داشتند و با اعزام نيروهاي خود به عراق رژيم بعثي را در مقابل ايران حمايت مي‌كردند به گونه‌اي كه با گذشت نزديک به 2دهه از پايان جنگ، چند ماه پيش حسني‌ مبارك، رئيس‌جمهوري مصر اعتراف كرد كه 18 هزار سرباز مصري در كنار بعثي‌ها در مقابل ايران مي‌جنگيدند.

خلاصه فصل اول انقلاب اسلامي

دانشجويان عزيزم؛

طبق وعده اي كه دادم خلاصه فصل اول كتاب درسي انقلاب اسلامي را جهت استفاده در وبلاگ قرار مي دهم.سربلند باشيد.

فصل یکم:

مفاهیم و مباحث نظری

▫       انقلاب چيست؟

▫       تا قبل از انقلاب فرانسه، انقلاب به معناي بازگشت به وضعيت مطلوب تجربه شده خوانده مي شد.

▫       انقلاب سياسي: با تغيير حكومت بدون تغيير در ساختارهاي اجتماعي همراه است. انقلاب سياسي موجب ورود گروه هاي جديد به درون طبقه حاكم مي شود.

▫       انقلاب اجتماعي و يا بزرگ عبارت است از انتقال و دگرگوني سريع و اساسي حكومت و ساختارهاي اجتماعي و تحول درايدئولوژي غالب كشور

▫       انقلاب اسلامي در شمار انقلاب هاي اجتماعي قرار دارد. زيرا از يك سو سبب تغيير در اساس و نوع حكومت گرديد و از سوي ديگر به تحول در ايدئولوژي غالب و رسمي كشور و خط مشي هاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي در ابعاد داخلي و خارجي انجاميد.

 

 

ادامه نوشته

خاستگاه روشنفكري در ايران

هفته قبل سر كلاس انقلاب اسلامي بحث مفصلي در ارتباط با روشنفكري و خاستگاه آن در ايران داشتيم.اولين طيف روشنفكران در ايران همچون آخوند زاده،ملكم خان و... فوق العاده در برابر غرب مقهور بودند.چشم اندازي كه براي ايران تعريف مي كردند، كشوري غرب گونه بود.فرآيند توسعه نيز دقيقا منطبق بر فرآيند توسعه در غرب بود.از همين رو از جمله ويژگيهاي روشنفكر را مذهب ستيزي مي دانستند و گمانشان بر اين بود كه راه توسعه از حذف دين و مظاهر ديني مي گذرد.همين ذلت در برابر غرب بود كه باعث شد به جاي "تحليل نامه"،"حيرت نامه" بنويسند.همين خط و سير فكري بعدا منجر به روي كار آوردن پهلوي اول و در ادامه پهلوي دوم شد همو كه در مصاحبه با خبرنگار آمريكايي(۲۸/۱/۱۳۳۸) مي گويد:"حكومت شما بايد تشخيص دهد چه چيزي كي و چه موقع بايستي انجام گيرد!"

خاستگاه روشنفكري در ايران خاستگاه بيماري بود و اين امر تا حدود زيادي بعدها نيز ادامه يافت.حتي فرد مذهبي مانند جلال آل احمد وقتي ويژگيهاي روشنفكري را بر مي شمرد به همين ضديت با مذهب اشاره مي نمايد.اينها همه از همين حيرت بر مي خيزد و حال آنكه اگر انسان قدري تامل كند مي بيند كه اساسا اسلام با مسيحيت تاريخي كه در جريان است بسيار متفاوت است.مسيحيت تحريف شده انسان را از انسان مي گيرد و به او اجازه تفكر نميدهد.گزاره هايي كه با بديهيات عقلي در ستيزند به خورد فرد مي دهد و اجازه عصيان به او نمي دهد اما اسلام از همان ابتدا كار را با تفكر آغاز مي كند و حوزه اصول دين را حوزه انحصاري عقل معرفي مي نمايد.نسخه توسعه بايد مبتني بر مقتضيات بومي باشد و اسلام و تشيع جزء لاينفك زندگي مردم ايران است كه ايرانيان با دل و جان اسلام را پذيرفته و در راه آن جانفشاني كرده اند(رك :خدمات متقابل اسلام و ايران؛شهيد مطهري-مشكله هويت ايرانيان امروز؛دكتر فرهنگ رجايي).نكته اي كه عموم به اصطلاح روشنفكران كه جز خود را نيز روشنفكر نمي دانند. 

آسيب شناسي انقلاب اسلامي از منظر بنيانگزار آن

‏ انقلاب اسلامى كه در سال 1357 به رهبرى امام خمينى‏(ره)به پيروزى دست يافت به دليل دامنه وسيع و تأثيرات عميقى كه به دنبال داشت از ويژگى ممتازى برخوردار است. بررسى چرايى پيدايش اين جنبش و ماهيت آن در فهم "آسيب‏هاى انقلاب" ما را يارى مى‏رساند، زيرا فهم آسيب‏هاى يك پديده فرع بر فهم شاخصه‏ها و عناصر تشكيل دهنده آن است. بدين ترتيب سؤال از چرايى پيدايش انقلاب اسلامى و چيستى آن و آسيب‏شناسى‏اش، سه مسأله به هم پيوسته است‏(1) ....

ادامه نوشته

موضوعات و منابع تحقیق جهت استفاده دانشجویان عزیزم

موضوعات و منابع تحقیق جهت استفاده دانشجویان عزیزم

1.    بررسي نظري انقلاب و امواج انقلابي

-كوهن، آلوين استانفورد، تئوري هاي انقلاب، ترجمه عليرضا طيب، تهران: نشر قومس، 1369.

-ملكوتيان، مصطفي، سيري در نظريه هاي انقلاب، تهران: نشر قومس، 1372.

-شفيعي فر، محمد، "الگوي نظري تحول انقلابي در ايران"، فصلنامه مطالعات راهبردي، سال هشتم، شماره سوم، صص.563-531

-معدل، منصور، طبقه، سياست و ايدئولوژي در انقلاب، ترجمه محمد سالار كسرايي، تهران: مركز بازشناسي اسلام و ايران، 1382

-گلدستون، جک، مطالعاتي نظري، تطبيقي و تاريخي در باب انقلاب ها،  ترجمه محمد تقي دلفروز، تهران: انتشارات کوير، 1385

مشيرزاده، حميرا، "نگرشي اجمالي به نظريه هاي انقلاب در علوم اجتماعي"، مقالات همايش اول انقلاب اسلامي

http://www.ircongress.com/view.asp?q=varticle&id=1

-Katz, Mark; Reflections on Revolutions; New York: St. Martin’s Press; 1999.

 

 

ادامه نوشته