اسم که اهمیتی ندارد!
ما وقتی از حکومت اسلامی سخن می گوییم باید به این پرسش پاسخ دهیم که چه ضرورتهایی وجود دارد که ما را بر آن می دارد تا علی رغم وجود نظامهای حکومتی دیگر از حکومت اسلامی سخن بگوییم؟ به عبارتی علاوه بر کارویژه های عمومی حکومتها آیا کارویژه های خاصی وجود دارد که حکومت اسلامی متکفل آنهاست و غیر از او نمی تواند این کارویژه ها را محقق سازد؟ در مقدمه قانون اساسی ج.ا.ایران پس از اشاره به ماهیت و چگونگی نهضت و مطالبی از این دست به ذکر اصولی می پردازد که در واقع بیانگر نوع نگاه حکومت اسلامی به این مقولات می باشد. به عنوان نمونه در بندی اشاره می گردد که اقتصاد وسیله است و نه هدف. همین اصل بیانگر اختلافی جدی میان حکومت اسلامی با حکومتهای به اصطلاح لیبرال می باشد. در حکومت اسلامی تامین رفاه مقدمه ای بر رشد و تعالی انسانهاست.به عبارتی غایت حکومت و افراد جامعه نه تامین رفاه به خاطر رفاه بلکه تامین رفاه برای رشد است.در صورتی که در حکومتهای لیبرال محوریت تام با مساله اقتصادی و سود محوری است.یا در نمونه ای دیگر می توان به تحقق روابط عادلانه در جامعه اشاره کرد.در تمام برنامه ریزیها باید تحقق عدالت اجتماعی مدنظر قرار گیرد و نمی توان توسعه و رشد اقتصادی را بر عدالت برتری داد.هرچند قانون اساسی ما رقابت و اقتصاد رقابتی را می پذیرد اما قوه مجریه موظف است که در راستای تحقق روابط عادلانه سیاستگذاری و نظارت نماید که البته این نظارت توام با مداخله نیز می باشد.اما در حکومت لیبرال هیچ تعهدی نسبت به تحقق عدالت ندارد.نکته دیگر آنکه در نگاه دینی حکومت امانت است و نه طعمه.لذا مسئول به معنای واقعی کلمه باید خادم مردم باشد.و طبیعتا کسی که زندگی وی در حد متوسط مردم نیست نخواهد توانست که درد مخدوم خود را درک نماید.نمونه دیگر که دربندهای مختلف قانون اساسی ما اشاره شده مساله استکبار ستیزی و دفاع از ارمانها می باشد.در حکومت لیبرال محوریت با منافع مادی است و از اینرو دوست و دشمن دائمی وجود ندارد اما در حکومت اسلامی محوریت با مسائل ارزشی و مکتبی است و در عین واقع گرایی باید در دفاع از ارزشها مستحکم ایستاد و وا نداد.نمونه هایی از این دست بسیارند.جمهوری اسلامی و مسئولین آن می باید به این ارزشها ملتزم باشند و الا از مسمی خالی خواهند بود.اسم که اهمیتی ندارد.
«باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید ولی این بدان معنی نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند ... چه کسی است که نداند مردم عزیز ما در سختی هستند و گرانی و کمبود بر طبقه مستضعف فشار میآورد ولی هیچکس هم نیست که نداند پشت کردن به فرهنگ دول دنیای امروز و پایهریزی فرهنگی جدید بر مبنای اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامی با آمریکا و شوروی، فشار و سختی و گرسنگی و شهادت را به دنبال خواهد دارد و مردم ما این راه را انتخاب کردهاند و بهای آن را هم خواهند پرداخت و بر این امر هم افتخار میکنند». صحيفه امام ج21، ص327 - 2/1/68