این روزها به سالگرد شهادت شهید آوینی نزدیک می شویم.شهیدی که با انقلاب اسلامی دوباره متولد شد و در راه تبیین مبانی آن که به اعتقادش آغازی بر پایان تمدن غرب بود بسیار کوشید و به گفته برخی از نزدیکانش بعضی روزها تا هجده ساعت به طور پیوسته کار کرد.در ميان نوشته‌هاي فراوان و پر ارزش او، اثر ارزشمندي به يادگار مانده است به نام "توسعه و مباني تمدن غرب".بخش هایی از این کتاب را به مناسبت سال اصلاح الگوی مصرف تقدیم علاقه مندان می نمایم:

"آرمان توسعه‌يافتگي از اصالت دادن به رشد اقتصادي و غلبه‌ي اقتصاد بر ساير وجوه حيات بشر زاييده شده و آنچه باعث شده تا بشر براي اقتصاد اينچنين مقام و اهميتي قايل باشد ماده‌گرايي و نسيان حق است.

نگرشي که انسان امروز نسبت به خود و جهان يافته است اينچنين اقتضا دارد که او خود و نيازهاي ماديش را اصل بينگارد و همه‌ي عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نيازها متمرکز کند، و از آنجا که بشر، مادام که در محدوده‌ي حيواني وجود خويشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نکرده است، تنها حوايج مادي است که او را به جانب خود مي‌کشد، اين توهم رخ نموده که نيازهاي مادي بشر داراي اصالت است، حال آنکه اينچنين نيست.

مهم‌ترين علتي که جامعه‌ي غرب را به اتراف و اسراف و تبذير کشانده است همين است که اراده‌ي او را در جهت ارضاي شهوات و تبعيت از غرايز و اهواي خويش هيچ چيز جز قراردادهاي اجتماع محدود نمي‌کند.

چه علتي باعث شده است تا بشر غربي اعمالي اينچنين را براي خود مجاز بشمارد؟ وقتي اراده‌ي بشر را در جهت ارضاي شهوات و اهواي خويش هيچ چيز محدود نکند، انسان در مسير تمتع از لذايذ دنيايي به آنچنان زياده‌طلبي و تکاثري دچار مي‌شود که از آن بايد به خدا پناه برد. بشر غربي از آنجا که براي وجود انسان قايل به حقيقتي غايي نيست و به حيوانيت بشر اصالت مي‌دهد، براي اهوا و تمايلات حيواني خود نيز هيچ محدوديتي جز قراردادهاي اجتماعي نمي‌شناسد و قراردادهاي اجتماعي را نيز صرفا به منافع فردي باز مي‌گرداند.

در تمدن غرب قراردادهاي اجتماعي ـ و به تعبير خودشان قانون ـ جانشين اخلاق شده است و سعي بشر غربي در اين است که با اصالت دادن به قوانين مدني و مقررات اجتماعي از اخلاق مذهبي و شريعت بي‌نياز شود؛ يعني به عبارت بهتر، جامعه‌اي بسازد که در آن هيچ کس نيازي به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عين حال که هيچ کس التزام اخلاقي در برابر وجدان خويش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق يکديگر از حداکثر آزادي و ولنگاري براي ارضاي شهوات حيواني و تمتع از لذايذ مادي برخوردار باشند ـ و الحق بهترين نظام سياسي که مي‌تواند اهداف مذکور را تأمين کند، سيستم دموکراسي است."